ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

35

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

شرع و احكام دين را برچيده و در هم پيچيده ، بين حلال و حرام فرقى ننهاده همچون سگان بر حرام و شبهات حرص ورزيده ، و از اموال ظلمه و سلاطين اجتناب نمىكنند . و بسا گويند : المال مال اللَّه و الخلق عيال اللَّه ، و اين را دستاويز براى دست درازى به مال حرام مىكنند . و زمانى گويند : خدا از عمل و عبادت ما بىنياز است ، پس چرا خود را بيهوده به رنج و تعب افكنيم ؟ و گاهى گويند : اعمال اعضا و جوارح چه ارزش و اعتبارى دارد خانه دل مورد نظر است ، و دلهاى ما سرگشته حب خداست و به معرفت اللَّه و اصل شده‌ايم . و بسا هست كه در شهوات دنيوى فرو مىروند و مىگويند : اين اعمال ما را از راه خدا باز نمىدارد زيرا نفوس ما نيرومند و گامهاى ما استوار است ، و تنها عوام الناس به تهذيب نفس از طريق اعمال بدنى محتاجند ، و ما از آن بىنيازيم . اين مغروران و گمراهان مرتبه خود را از مرتبه پيغمبران عليهم السّلام بالاتر مىانگارند زيرا ايشان به تصريح مىفرمودند كه اشتغال به امور مباح ما را از ياد خدا باز مىدارد تا چه رسد به گناهان و خطاها ، بلكه گاه بود كه به واسطه يك ترك أولى سالهاى پياپى مىگريستند . پس غرور اين طايفه از ساير مردم بدتر و حماقت و جهل آنها از همه خلق بيشتر است . و بعضى ديگر از صوفيان ادّعاى معرفت و يقين و وصول به درجات مقرّبان و مشاهدهء معبود و مجاورت مقام محمود و نيل به مرتبه شهود مىكنند ، سخنان هذبان و گفتار بيهوده و پراكنده اى ساخته و طاماتى پرداخته‌اند و آنها را وحى پنداشته و گوئى از آسمان خبر آورده‌اند و به عبّاد و فقها و محدثان و ديگر علما به چشم حقارت و خوارى مىنگرند . درباره عبّاد مىگويند : اينان به مزدورى بر انگيخته شده‌اند ، و درباره علما مىگويند : اينها به وسيله حديث از خدا محجوبند . ولى براى خود كراماتى ادّعا مىكنند كه هيچ پيغمبر و وليّى ادعا نكرده و فارغ از اسباب و لوازم تكليف ، دعوى وصول به حق دارند ، نه در علم به مرتبه اى رسيده‌اند و نه در عمل مهذّب شده‌اند ، از معارف چيزى نمىدانند جز الفاظى كه نزد اغنيا براى رسيدن به حطام خبيث آنها بر زبان مىرانند . اين طايفه در نزد خدا از فاجران و منافقان و در نزد صاحبدلان و اهل بصيرت از احمقان و جاهلانند ، و با اينكه خود را از مقرّبان مىپندارند از بدترين غافلان و مغرورانند .